سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
271
طب در دوره صفويه ( فارسى )
بود . اگر پرده بكارت بدون سوراخ ، نازك و نزديك به دهانهء فرج قرار داشت ماما اقدام به پاره كردن آن مىكرد ولى اگر در بالا قرار داشت و به اصطلاح پزشكى مدرن قيفى شكل بود و يا ضخامت زيادى داشت آنوقت درمان آن بيشتر كار جراح بود تا يك ماماى ساده . اگر پردهء بكارت بالا بود جراح ابتدا با نهايت احتياط با وسيلهاى شبيه فور سپس آن را مىگرفت . و پائين مىكشيد و در ضمن نهايت دقت را به عمل مىآورد كه با اين كار خود رحم را هم پائين نكشد . آنگاه با كمك چاقوى جراحى آن را مىبريد و برمىداشت . اگر پردهء بكارت ضخيم و بدون سوراخ بود جراح با كمك چاقوى مخصوصى كه دسته بلندى داشت وسط آن را شكاف مىداد و راه خروج خون حيض را باز مىكرد . اگر بستگى مجرا در اثر گوشت زيادى بود جراح آن را از ته مىبريد . در يك چنين جراحىهائى اقدامات بعدى اهميت فراوان داشت . پزشك بلافاصله پس از جراحى به محل بريدهشده مقدارى روغن و شراب گس مىماليد و تمام حفرهء داخل فرج را با آب و عسل شستشو مىداد و سپس روى آن را پانسمان مىكرد و اين پانسمان مىبايست هر سه روز يك بار عوض مىشد . براى آن كه درمان به بهترين وجه خاتمه پيدا كند و زن به يك وضع كاملا طبيعى دست بيابد از وى خواسته مىشد تا در صورت امكان هرچه زودتر اقدام به برقرارى رابطه جنسى بكند . بيمارى سومى كه درمان آن جز با جراحى امكانپذير نبود پيدايش غده در مجراى ادرار و يا در دهانهء فرج بود كه شرف الدين « 23 » مينياتورهائى از طرز جراحى آنها را نيز در كتاب خود آورده است « 24 » . در اينجا نيز مشاهده مىكنيم كه جراح زن است و در شرح مربوطه از او به نام طبيبه اسم برده شده است و نشان مىدهد كه در آن ايام ماماهاى زنى وجود داشتند كه داراى تعليمات عاليه پزشكى و تخصص جراحى بودند و جراحىهاى زنان را انجام مىدادند يك چنين زنانى اصلا داراى اسم مخصوص بودند و ايشان را آسيه مىناميدند ولى اين اسم كمتر مورد استفاده قرار مىگرفت .
--> ( 23 ) - على الياس بن صعابونى ( مترجم ) ( 24 ) - مينياتورهاى 101 و 102 ( مترجم )